خرید بک لینک
امروز پنجمین روز از برنامه رژیم میگذره سه روز اول واقعا سخت بود هم ضعیف داشتم هم سردرد ولی دیروز بهتر بودم وامروز خیلی بهترم وخداروشکر تاثیرش دارم میبینم شاید از نظر بقیه هنوز چاقیم مشخصه ولی من حس میکنم واقعا سبکتر شدم واز نظر لباسام مثل. قبل بهم نچسبیدن ودارن آزادتر میشن واقعا میخواهم بعد این برنامه هم رو به نزول برم ولاغر تر وخوش اندام تر بشم خب هم محرم نزدیکه وبرای روضه باید بتونم لباس درست بپوشم وشکمم مشخص نباشه وهم عقد خواهرم نزدیکه ومهمتر سلامتی خودم چون واقعا مدتی بود که حتی تو نشستن وبلند شدن مشکل داشتم ونفسم میگرفت خدایا به امید تو رژیم ج

برچسب: نویسنده: پارسا کمالی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 4:34

از خواستگاری ندا با امروز که سومین روز میشه گذشته امروز حجی مجید زنگ زده به بابا که شناسنامه ببره داره همه چیز جدی جدی پیش میره خب دوست دارم همه چیز به خیر بگذره فقط اینکه خدا کنه حقوق بدن که دستم پر باشه وبتونم راحت خرج کنم خدا یا کمکم کن زودتر حقوق بدن

برچسب: نویسنده: پارسا کمالی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 23:41

خواستن ديشب بنويسم كه نت نداشتم ديروز گذشت وخوب گذشت هم به عروسي رسيدم هم به مراسم خواستگاري ظهر با سوسن رفتيم خونه فاطمه ومبل وجاگاهشون تزيين كرديم وتا ساعت چهار اونجا بوديم خب واقعا كمك نياز داشتن خدارو شكر فاميلا كه فقط اومده بودن براي ديدن نه كمك ومادرش هم دست تنها بود وهمچنين زينب كه تنهايي بايد دنبال كارا ميرفت خوب واقعا حالا ميبينم ادم چندتا خواهر داشته باشه چقدر خوبه براي عروسي برادرم با اينكه فشار زياد بود وهمه چيزبا عجله بود ولي چون زياد بوديم تقسيم كار شد وادم دست تنها واقعا دستپاچه ميشه درضمن فاميلامون هم البته بعضيا بخاطر پدرم اومده ب

برچسب: نویسنده: پارسا کمالی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 16:54

وقتی تو نت با کسانی که حرف میزنم فقط از عشق ومحبت حرف میزنند وعشق دروغی ومحبت دروغی خودشون ابراز میکنن واقعا از عشق بدم میاد ومتنفر میشم

شاید این موضوع زیاد برام مهم نبود ولی ولی این حرفها انگار احساساتم قلقلک داده ودلم واقعا یه عشق واقعی میخواهد محبت واقعی از شخصی که واقعا دوستم داشته باشه

شاید نوشتن این چیزها اینجا یکم از آتیش درونم کم کنه

برچسب: نویسنده: پارسا کمالی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 16:54

امروز هم خبر بد هم خبر خوب شنیدم

از صبح شنیدیم یکی از همکارا فوت کرد واقعا ناراحت شدم چند روز پیش یادش کردم نیست

خبر بود اینکه بعد چهار ماه اخرش حقوق دادن هر چند نصفه های گذشته بود ولی خب خوب بود هم خودم هم خواهرام خوشحال شدن

کاش حقوق ازین به بعد به موقع وکامل بدن

برچسب: نویسنده: پارسا کمالی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 16:54

وقتی تمام برنامه هام بهم میریزه وقتی تمام ارزوهام دیر انجام میشه واقعا اعصابم بهم میریزه

تو این چند ماهه که حقوق تاخیر افتا. وبعد عید تا زه حقوق یازده گرفتم وماه رمضان نصف حقوق دوازده والان خورد خورد حقوق یک دادن وهنوز تموم نشد

از سال قبل برج هشت کلی برنامه برای پس انداز ریختم ولی همه چیز بهم ریخت

نمیدونم چکار کنم فقط امیدوارم زودتر بقیه رو بدن حالا نه پس انداز درست دارم ونه برای شهریه ندا دارم نمیدونم چکار کنم

فقط میگم خدا ازشون نگذره بخاطر اینهمه اذیت

برچسب: نویسنده: پارسا کمالی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 16:54

جمعه که گذشت جمعه بدی بود

تشیع حجی رحیم عمو ودر واقع برادر ودوست پدرم بود

از وقتی چشم باز کردم وفهمیدم فکر میکردم واقعا عموی واقعیمه ولی بعد ها فهمیدم نه فقط دوست هستن ورابطه فامیلی نداریم ولی واقعا همیشه همراهمون بود

خدا رحتمتش کنه وبه خانوادش وپدرم صبر بده جمعه29/5/95

برچسب: نویسنده: پارسا کمالی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 16:54

بعد اتفاقات دوروز پیش وقتی از سر کار اومدم وخواهرم گریون دیدم واقعا ناراحت شدم هر چی اصرار کردم بفهمم چشه اخرش جوابی که گرفتم بین خودشون به تو ربطی نداره تازه به حرف مادرم رسیدم که با وجود محبتی که از خواهرام فکر میکردم به گفته مادرم که اخرش بهم میگن میخواستی خرج نکنی که حالا بهم میگن به تو ربطی نداره اخرش نداشته باشم بهم میگن میخواستی خرج نکنی به ما چه با وجود تمام دلسوزی به اونها اخرش واقعا دلم شکوند ن. هیچی از خدا نمیخوام جز سلامتی واینکه محتاج هیچ کدومشون نباشم هیچ وقت واقعا احساس تنهایی میکنم حتی محبت کردن فایده نداره البته نمیتونم ترکشون کنم و

برچسب: تجربة gt 610,تجربة htc desire 610, نویسنده: پارسا کمالی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 16:54

امشب برای ندا خواستگار اومد خب همه ما راضی وخوشحال بودیم چون پسره پسره خوبیه ولی ندا حس میکرد انگار که مجبوره چون همه راضی هستن باید قبول کنه کلی هم من هم کفاح باهاش حرف زدیم که رای نهایی با تو اگر به دلت نشست وخوشت اومد قبول کن وگرنه چکار بقیه داری نه بگو خب بالاخره هردو راضی بودن وان شالله هر چی باشه خیره واگر قسمت باشه خوشبخت بشن

ان شالله این سروسامون بگیره وان شالله خواهر دومم هم همینطور که از بابت هردوخیالم راحت باشه

خدایان به امید تو

برچسب: نویسنده: پارسا کمالی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 16:54

صفحه بندی